۱۴ مرداد روزی که فراموش شد مانند خیلی روزهای دیگر٬ روزی که برای تحقق آرمان آن خون بسیاری از مردم آزادیخواه ایران بر زمین ریخت و خاک وطن را گلگون ساخت٬ روزی که مردم ایران بعد از تحمل مصائب زیاد توانستند عدالتخانه یا مجلس را وارد قاموس سیاسی کشور کنند٬ روزی که مردم بعد از هزاران سال تحمل استبداد توانستند نمایندگان خود را به پیکره دولت وارد کنند تا در تصمیمات مهم دولتی شخص اول کشور به تنهایی تصمیم نگیرد و خواست مردم هم به حساب بیاید. چهارده امرداد سال 1285 یعنی یکصد و هفده سال قبل مجلس به ایران آمد مجلسی که نه فقط محل نشستن نمایندگان مردم ، بلکه مکانی بود برای شنیدن فریادهای ملت مظلوم ایران که در طول هزاران سال صدایشان در گلو خفه شده بود٬ مکانی بود برای ایستادن در برابر حرف زور شخص اول مملکت تا نگذارند بیش از این شاهان بی لیاقت قاجار این کشور عزیز را به نابودی کشند٬ جایی بود برای آباد کردن ایرانی که مدتها در حال نابودی و انهدام بود٬ مجلس یک امید برای مردم مظلوم ایران بود امیدی که فردایشان را سپید نشان میداد٬ امیدی که به دلهای آنها همچون نوری افکنده شد تا آنها هم برای فردای کشورشان نقشه ها بکشند و سرودهای وطنم وطنم را سر دهند٬ مجلس امیدی شد برای ایران خسته که تنش زیر ظلم رنجور و نحیف گشته بود. آری در یکصد و هفده سال قبل در چنین روزی نمایندگان ملت وارد مجلس شدند و به تدوین قانون اساسی پرداختند تا این کشور بعد از سالها تحمل سالها استبداد قانونمند شود. بعضی از کشورهای غربی به ویژه کشور یونان و ایتالیا از هزاران سال قبل مردمشان نمایندگانی در دولت داشتند تا نظرات آنها هم به گوش فرمانروا رسیده و در تصمیمات مملکتی دخالت داشته باشد، این فکر جالب بعد از مدتی به کشورهای دیگر هم سرایت کرد
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی
چند سال قبل یکی از دوستان یک فیلم سینمایی را برای من تعریف کرد. وقتی او ماجراهای این فیلم را تعریف مینمود من در ذهن خود یک تصویر سازی از ماجراهای فیلم انجام داده و بر اساس آنچیزی که در ذهن خودم متبلور شده بود ماجرای آن فیلم به نظرم بسیار جالب آمد. اما وقتی خود من فیلم را تهیه کردم و آن را دیدم اصلاً شبیه چیزی که من فکرش را کرده بودم نبود و به اصطلاح امروزی خیلی تو ذوقم خورد. این مسئله بارها برایم اتفاق افتاد و من وقتی ماجرای فیلمی را از دوست و آشنایی میشنیدم تصویرش در ذهنم بسیار متفاوت از آن چیزی بود که بعدها میدیدم. در اوایل این ایده در ذهن من متبلور بود که ساختههای سینمایی به درستی نمیتوانند آثار'>آثار مکتوب را به نمایش در بیاورند. نه فقط من از خیلی از افراد عادی اطراف خود و یا منتقدان ادبی و سینمایی شنیدهام که فلان فیلم سینمایی نتوانسته است به درستی حقیقت مطلب اثر ادبی و یا فیلمنامهای را که بر اساس آن نوشته شده است را ادا نماید. این منتقدان همیشه در اینگونه مباحث عدم توانایی کافی کارگردان و عوامل تهیه کننده فیلم را عامل این عدم تطابق دانسته و سعی میکنند در موارد بعدی این نقص را جبران نمایند. این جواب که تهیه کنندگان و دست اندرکاران آثار سینمایی توانایی به تصویر کشیدن روح اثر ادبی مکتوب را نداشتهاند هم میتواند جواب درستی باشد و هم نه. ما باید در ابتدا یک تفکیک بین صنعت فیلمسازی و امکانات آن با هنر فیلم سازی نزد کارگردان و عوامل تولید فیلم انجام بدهیم. یعنی صنعت فیلمسازی دارای امکاناتی است که در زمانهای متفاوت دارای شرایط متفاوتی بوده. به طور مثال این صنعت توامان با هنرش در صد و اندی سال قبل متولد شد و به جلو رفت. صنعت فیلمسازی با پیشرفت صنعت در تاریخ هر چه جلوتر رفتیم پ
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی
از کودکی من طرفدار باشگاه فوتبال استقلال و همچنین تیم ملی فوتبال آرژانتین هستم. این طرفداری به حدی بود که من در خیال کودکی خود برای باشگاه استقلال و تیم ملی آرژانتین لباس طراحی میکردم (در آن زمان طراحی لباس زیاد رایج نبود و تیمها لباسهایی شبیه هم بر تن میکردند)، در بازیهای مختلف ارنج دلخواه خود را مینوشتم و دوست داشتم که تیم استقلال و یا تیم ملی آرزانتین با ارنجی که من فکر میکردم درست است وارد زمین شود. حتی خود را در مقام مدیرعاملی باشگاه استقلال فرض کرده و در فصل نقل و انتقالات بازیکنان خوب را مد نظر قرار میدادم و یا در مقام ریاست فدراسیون فوتبال آرژانتین فرض نموده و مربی دلخواه و بازیکنان محبوب خود را به این تیم دعوت مینمودم. در آن سالها همیشه برای من سوال بود که چرا مدیران وقت فوتبال چه در ایران و استقلال و چه در آرژانتین با حرارتی که من و طرفدارانی مثل من داشتند مسائل را دنبال نمیکنند در حالی که آنها صاحب مقام بودند و ما تنها طرفدار. آن زمان من درست نمیدانستم که این هیجانات سرشار من و بعضی از طرفدران مانند من ناشی از هیجانات دوران کودکی و نوجوانی است که هر چه سن انسان بالاتر برود از این شور و شوق کاسته خواهد شد. اقتضای سن و سال چنین است که در سنین بالا به واسطه شرایط جسمی و روحی از توان فیزیکی انسان کاسته میشود و بعضی از روحیات انسان به مانند شور و شوق کم میگردد. این مسئله هم درست است که برای تصدی پستهای مهم میبایست از افراد داری تجربه استفاده کرد اما تمام شغلها شرایط یکسانی را طلب نمیکنند، یعنی اینکه بعضی از شغلها هستند که به واسطه نوع مخاطب آنها میبایست از افرادی استفاده شود که هم دارای تجربه هستند و هم دارای شور و اشتیاق انجام وظیفه، شغلهایی که مخاطب
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی
هر عقیده، تفکر و ایدهای مختص به زمان و مکانی است و به اصطلاح دورانی دارد. یعنی بعد از مدتی بسته به تغییراتی که در زمان و مکان و از همه مهمتر انسانها حاصل میشود تفکرات و ایدههای قبلی کارکرد خود را از دست داده و تفکرات و ایدههای جدیدی از سوی انسانهای نواحی مختلف مطرح شده و جای ایدهها و تفکرات سابق را میگیرد. این خاصیت بشر است، که از بدو خلقت روز به روز دچار تغییرات میشود تا به کمال برسد و قوانین هم بنا به شرایط تغییر میکنند. حال اگر این تفکرات و ایدهها از سوی نسلی تغییر به فرهنگ، عُرف و قوانین سیاسی تغییر ناپذیر شوند مانند یوغی بر گردن نسلهای آینده میشوند و فشار رهایی از آنها به قدری سخت و طاقت فرسا میشود که گاه بیشتر انرژی انساهای یک عصر صرف تلاش برای گذر از اندیشهها و ایدههایی میشود که خودشان هیچ نقشی در تولید آن نداشتهاند. این تفکرات کهنه که به مرور زمان تبدیل به چهارچوبهای فرهنگی و سیاسی جوامع میگردند به مرور زمان تغییرات در آنها لازم و مبرم میشود. تغییرات وقتی احساس میشوند که تفکرات جدید بروز و کارکرد خود را به نمایش بگذارند و در آن صورت است که مردم خواهان تغییرات میشوند.جوامعی که دچار مشکلات ناشی از فرهنگهای سیاسی و اجتماعی پوسیده هستند میبایست با تغییرات شرایط بهینه روز را جایگزین شرایط پوسیده گذشته کنند. اما این تغییرات به سادگی صورت نخواهد پذیرفت زیرا که عادتها، باورها، سنن و آداب و رسوم غلط پیشین که در میان مردم و در واقع در اذهان آنها سالها رواج داشتهاند شبیه به زنداهایی شدهاند که افراد درون خود را با غُل و زنجیر محبوس کردهاند و اجازه رهایی به آنها نمیدهند. عده زیادی از انسانها نیز که از این باروهای غلط منتفع میشوند هم به سان زندان بانهای ای
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی